محمد مهدى ملايرى

59

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

سورستان براى سرزمين بابل و قسمتى از شمال بين النهرين ، سرزمينى كه بعدها يعنى در دوران اسلامى با كم‌وبيش تغييرى در حدود آن به نام سواد و سپس عراق معروف گرديد . و سوريا براى همين سرزمينى كه امروز هم به همين نام خوانده مىشود و پايتخت آن شام است ، البته آن‌هم با كم‌وبيش تغييرى در حدود آن . و چون پس از سقوط دولت ساسانى اعراب اين منطقه سورستان را چنان كه خواهيم ديد « سواد العراق » و « ارض السواد » خواندند و سپس به عراق معروف گرديد ، كم‌كم نام سورستان براى اين‌جا متروك شد ولى نام سوريا براى سرزمين شام همچنان باقى ماند . * * * درخت آسوريك در جزء متن‌هاى پهلوى رساله‌اى هست به نام « درخت آسوريك » كه موضوع آن مناظرهء بز و درخت خرما است كه به عنوان نمونه شعر پهلوى به وسيله چند تن از محققان بررسى شده است « 1 » . اين متن با عبارتى آغاز مىشود كه به فارسى چنين ترجمه شده است « درختى رسته است سراسر ( تر ) كشور سورستان » . « 2 » آسور در اينجا مسلما به معنى بابل يعنى جنوب عراق كنونى است زيرا خرما از درختان آنجا است . و اين‌كه بعضى از پژوهندگان اين متن احتمال داده‌اند كه اين رساله را اصلى قديمتر از عصر ساسانى بوده و اصل آن به زبان پهلوى اشكانى سروده شده بوده « 3 » با توجه به تحقيقات هرتسفلد كه خلاصهء آن گذشت مىتوان

--> ( 1 ) . براى اطلاع از اين متن و تحقيقاتى كه در آن شده و به زبان فارسى انتشار يافته نگاه كنيد به : الف ) منظومهء درخت آسوريك از انتشارات بنياد فرهنگ ايران شامل متن پهلوى ، آوانوشت ، ترجمهء فارسى ، فهرست واژه‌ها و يادداشتها ، از ماهيار نوابى . ب ) مقالهء مرواريد پيش خوك افشاندن ، از دكتر بهمن سركاراتى ، در مجله دانشكده ادبيات تبريز ، زمستان 1352 ، سال 25 ، شمارهء 108 ، ص 473 - 475 . ( 2 ) . ترجمه از ماهيار نوابى است . درخت آسوريك ، ص 41 . ( 3 ) . بهمن سركاراتى ، در همان مقاله به نقل از : Ch . Bartholomae , Zur Kenstniss Der Mittel Iranisehen Mundarten , IV , 1992 pp . 23 - 28 .